مرد باران

با تمام خستگی ام هنوز چشم هایم باز بود
بسته
گاهی
و باز ، باز
صداهایی که رد میشدند
انگار،
صدای پاهایی
که آشنا به نظر میرسد
نزدیک میشود
چشم هایم
بسته
گاهی
و باز ، باز
بسته
دستی روی پیشانی ام
کشیده میشود
چشم هایم باز
میخندم
نزدیک تر میشود
دستش را در موهایم فرو میکند و به انتهای سرم میبرد
دستش را،
سرم رابلند میکند،
چشم هایم بسته
نمیدانم چقدر
ولی میگذر مدتی،
گونه ام خیس میشود
چشمانم باز
میگوید چقدر زود پیر شده ای
از نو میخندم،
سرم را آرام روی تخت میگذارد،
چشم هایم بسته،
صدای پاهایی آشنا که دور میشود ،
چشم هایم
بسته
گاهی
و باز ، باز
صدای
بوقی ممتد بگوش میرسد
و حجم انسان هایی که به طرفم
هجوم میآورند
چشم هایم
بسته و گاهی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۱/۰۲/۰۹
    of
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
دوشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۱، ۰۹:۳۸ ب.ظ

اصلا بیا ... (بیست و پنج)





اصلا بیا رو در روی همه بایستیم

چشم من بسته ، چشمان تو هم بسته، قرار بر این بود تا 10 بشماریم و برسیم؛ من به نُه که میرسم، صدای رفتنت به گوش میرسد؛ مدت هاست چشمانم را بسته ام و با خود تکرار میکنم " نُه نُه نُه نُه ...



  • مرد باران

نظرات  (۳)

چشم هایم را کاش نمی بستم
حواسم نبود ..یادم نبود ..می دانی یادم نبود نامردی غیر از دنیای بیرون ، توی بازی هم هست ...
پاسخ:
ها؟
اصلا نیا
پاسخ:
سه نقطه ها مخاطب دیگری بودند، گرچه هرکسی می تواند اسمی برای خودش انتخاب کند، لطفتان مستدام.
باشد. دیگر نظر نمیگذاریم
ان مخاطب دیگر بیایند و لطفشان مستدام باشد
پاسخ:
خانم ناظمی
خوشحال میشم با اسم خودتان کامنت بگذارید، حداقلش این است از اسم کسی دفاع کردم که اسمش را منحصرا اینجا و با همین نامی که کامنت گذاشته است می نگاشت.
لطفتان مستدام.

یک کامنت با نام "..." و قدیمی.

"دست زیاد شده است در این سه نقطه ها...
جا به جا نشود سه نقطه های من با آنها... ای کاش..."
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی